دلم واسش تنگ شده
دوست داشتم میتونستم گوشی رو بردارم و بهش زنگ بزنم و پشت تلفن واسش زار بزنم
بگم دلم واسش تنگ شده
از وقتی نیست پیرتر شدم
تنهاتر
گساختر
ناآرومتر
بی مرامتر
بی خیالتر
بی معرفتر
بی عاطفه تر
و.... تنهاتر و تنهاتر
تو که نیستی هیچی تو زندگیم شیرین نیست
طعم تلخ نبودن تو توی تموم شادیای زندگیم هست
نازک دل شدم
با یه تلنگر کوچیک میشکنم و میبارم................
ای کاش فقط برای یه بار دیگه هم که شده
تو کنارم باشی...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 22:39  توسط ترانه
|
