تبليغاتX
فریادهای ناشنیدنی -

فریادهای ناشنیدنی

آنکه مي‌گويد دوست‌ات مي‌دارم×دل ِ انده‌گينِ شبي‌ست×که مهتاب‌اش را مي‌جويد×ای کاش عشق را×زبان سخن بود

دلم واسش تنگ شده

دوست داشتم میتونستم گوشی رو بردارم و بهش زنگ بزنم و پشت تلفن واسش زار بزنم

بگم دلم واسش تنگ شده

از وقتی نیست پیرتر شدم

تنهاتر

گساختر

ناآرومتر

بی مرامتر

بی خیالتر

بی معرفتر

بی عاطفه تر

و.... تنهاتر و تنهاتر


تو که نیستی هیچی تو زندگیم شیرین نیست

طعم تلخ نبودن تو توی تموم شادیای زندگیم هست

نازک دل شدم

با یه تلنگر کوچیک میشکنم و میبارم................

ای کاش فقط برای یه بار دیگه هم که شده

تو کنارم باشی...



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 22:39  توسط ترانه  |